معرفی کتاب- جاناتان مرغ دریایی

پرواز جاناتان

۱۱ ماه قبل

جاناتان مرغ دریایی، نوشته‌ی خلبان آمریکایی پرواز در اوج را، فراتر از همه‌‌ی محدودیت‌ها با نگاه به عرفان و آزادی آموزش می‌دهد.

ریچارد باخ، خلبان زبردست آمریکایی سه کتاب درباره‌ی آموزش پرواز نوشته‌است که جاناتان معروف‌ترین آنهاست. این کتاب که در سال ۱۹۷۰ چاپ شده‌است، داستان پرنده‌ای است که برخلاف بقیه‌ی همنوعانش میل به پرواز در اوج دارد و از گروه آن‌ها جدا می‌شود و بقیه او را به عنوان یک مرغ طرد شده از خود می‌رانند. جاناتان اوج می‌گیرد و پرواز می‌کند و به دنبال کشف آزادی از همه‌ی محدودیت‌هایش می‌پرد.

برخی معتقدند این کتاب نماد نگاه به عرفان شرقی است. نشانی برای گذشتن از محدودیت‌های زمینی و صعود به سمت اوج آزادی و حقیقت وجود. جاناتان، نماد آزادی و رهایی از بند همه‌ی چیزهایی‌است که به عنوان یک عامل محدودکننده‌ مشخص شده‌اند. جاناتان، قدرت وجودی خودش را کشف می‌کند و وقتی به شناخت کامل توانایی‌های خودش می‌رسد بقیه‌ی مرغان را به شناختن همه‌ی این توانایی‌ها تشویق می‌کند  و به عنوان مربی، آن‌ها را برای پریدن در اوج آموزش می‌دهد.

از این داستان کوتاه در ایران ترجمه‌های زیادی انجام شده‌است، کتابی که من خواندم ترجمه‌ی لادن جهانسوز است که توسط نشر بهجت چاپ و منتشر شده‌است.

بخش‌هایی از این کتاب زیبا را بخوانیم:

– چیانگ، این جهان اصلا بهشت نیست، درست است؟

مرغ فرزانه در زیر نور ماه لبخند زد. او گفت:

– جاناتان مرغ دریایی، دوباره داری یاد می‌گیری.

– خوب، از این به بعد چه اتفاقی میفتد؟ به کجا می‌رویم؟ آیا مکانی به نام بهشت وجود دارد؟

– خیر جاناتان، چنین مکانی وجود ندارد، بهشت یک مکان نیست، و یک زمان هم نیست. بهشت یعنی کامل شدن.

هرچه جاناتان بیشتر درس مهرورزی را تمرین می‌کرد، بیشتر مایل می‌شد که به زمین باز گردد، زیرا با وجود گذشته‌ی تنهایش، جاناتان مرغ دریایی یک مربی به‌دنیا آمده بود و روش او برای نشان دادن عشق این بود که بخشی از حقیقتی را که خود دیده‌بود به مرغی ببخشد که در جست‌و‌جوی دیدن آن بود.

فکر می‌کنم دلم برایت تنگ بشود جاناتان.

تنها چیزی که گفت همین بود.

جاناتان در پاسخ گفت: سالی، خجالت‌آور است! کودن نباش! هر روزه در تلاش تمرین چه چیزی هستیم؟ اگر دوستی ما به چیزهایی مانند فضا و زمان بستگی دارد، پس زمانی که در نهایت بر فضا و زمان غلبه کردیم، برادری خود را نابود کرده‌ایم! اما غلبه بر فضا و آنچه که پشت سر گذاشته‌ایم اینجاست. غلبه بر زمان و همه‌ی آنچه که ترک کرده‌ای همین حالا است. و در خارج از اینجا و حالا، فکر نمی‌کنی که ممکن است یکی دوبار همدیگر را ببینیم؟

جاناتان، عصرها در ساحل چنین می‌گفت:

هریک از ما درواقع نمونه‌های واقعی از مرغ بزرگ هستیم. نمونه‌های نامحدود آزادی. و پرواز دقیق گامی به سوی بیان طبیعت واقعی ماست. هرچه که ما را محدود می‌کند بایستی کنار بگذاریم. بخاطر این است که همه‌ی این تمرین‌های سرعت بالا و سرعت پایین و حرکات دشوار…

جاناتان از چیزهای خیلی ساده سخن می‌گفت. این‌که یک مرغ حق دارد پرواز کند، و آزادی طبیعت اصلی هستی اوست. و هرچیزی که علیه این آزادی عمل کند باید کنار گذاشته‌شود، حتی اگر تشریفات، خرافات، و یا محدودیت در هر شکل آن باشد.

پشت جلد کتاب، این جمله نوشته‌شده‌است:

چرا دشوارترین کار در جهان این است که یک پرنده‌ای را متقاعد کنی که آزاد است؟

 

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *