مهربانی “مردی به نام اُوِه”

۱ سال قبل

مردی به نام اووه نوشته‌ی فریدریک بکمن سوئدی، از جمله کتاب‌هایی است که در ایران طرفداران زیادی پیدا کرده و از پرفروش‌ترین کتاب‌های دنیا به حساب می‌آید.

کتاب مردی به نام اووه در سال ۲۰۱۲ در سوئد چاپ شد و ۶۰۰هزار نسخه از آن در همان سال فروخته شد و رتبه‌ی اول پرفروش‌های سوئد و نیویورک تایمز را از آن خود کرد. این کتاب تاکنون به بیش از ۳۰ زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده‌است. فیلمی با اقتباس از این داستان در سال ۲۰۱۵ به کارگردانی هانس هولم ساخته‌شده‌است که جایزه‌ی جشنواره‌ی فیلم کابورگ را از آن خود کرد و در هفت زمینه نامزد جشنواره‌ی گلدبک شد.

مردی به نام اووه داستان پیرمرد خوش قلب و مهربانی است که زمختی ظاهرش این مهر را پنهان کرده‌ و مردم در نگاه اول او را فرد مهربانی نمی‌دانند. اووه بعد از گذراندن دوران سختی در جوانی، با دختری به نام سونیا آشنا می‌شود که با او ازدواج می‌کند. سونیا تنها فرد زندگی اووه است و تنها کسی ‌است که اووه را آنگونه که هست، پذیرفته و با تمام ویژگی‌های به ظاهر منفی او کنار آمده و او را به سمت آن‌چه که خودش دوست دارد هدایت کرده‌است. اووه، سونیا را عاشقانه دوست دارد. سونیا دختری شاد، دوست‌داشتنی و بسیار مهربان است. مهر او را می‌توان در رفتارهایش با همسایگان و شاگردانش و از همه بیشتر اووه دید. نویسنده سونیا را در قالب یک معلم در داستان قرار می‌دهد. معلمی که سعی در آموزش این نکته دارد که انسان‌ها با در نظر گرفتن محدودیت هایشان و ویژگی‌های شخصیتی‌شان دوست بداریم. او نشان داد زندگی در پذیرفتن تفاوت‌ها و نقص‌ها معنای زیبایی دارد و هنرمند آن کسی است که می‌تواند با این عیوب کنار بیاید و زندگی خوبی داشته باشد.

سونیا می‌گفت: دوست‌داشتن یک آدم مثل نقل‌مکان کردن به یه خونه‌ست. اولش عاشق همه‌ی چیزایی میشی که برات تازگی دارن و هر روز صبح از اینکه می‌بینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی، انگار که می‌ترسی یه‌نفر یه‌دفعه از در بیاد داخل تا برات توضیح بده یه اشتباه خیلی بدی رخ داده، درواقع قرار نبوده توی همچین جای فوق‌العاده‌ای زندگی کنی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده می‌شن، چوب‌ها از بعضی قسمت‌ها پوسیده می‌شن، و می‌فهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست، بلکه به‌خاطر عیب و نقصاشه. تمام سوراخ سنبه‌هاش رو میشناسی. یاد می‌گیری چطور کاری کنی که وقتی بیرون هوا سرده چطور کاری کنی که کلید توی قفل گیر نکنه…

سونیا تنها کسی است که احساسات عمیق اووه را می‌بیند ودرک می‌کند.

تو وقتی کسی حواسش نیست از درون می‌رقصی، اووه. و من همیشه به‌خاطر این دوستت دارم. چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد.

بعد از مرگ سونیا، اووه به فردی گوشه‌گیر تبدیل می‌شود که تصمیم به خودکشی می‌گیرد. او تاب دلتنگی سونیا را ندارد و می‌خواهد هرچه زودتر به او برسد.

وقتی تو خونه نیستی طبیعی نیست که من خودم همه‌ش تو خونه تنها باشم. این‌جور زندگی کردن خوب نیست. تمام حرفم اینه.

مردی-بنام-اوه-معرفی کتاب

در این میان، خانواده‌ای در همسایگی اووه ساکن می‌شوند که زن این خانواده ایرانی ‌است به نام پروانه. پروانه با محبت و شیطنتی که دارد اووه را از گوشه‌گیری بیرون می‌آورد و به او یادآوری می‌کند که هنوز هم فرد مفیدی است و دوباره او را به زندگی عادی خود برمی‌گرداند. پروانه با فرزندانش می‌تواند نهایتا اووه را به شادی برساند و اووه لحظات بعد از سونیا را با دوستانی خوب سپری می‌کند.

مطالعه بیشتر:  معرفی رمان عامه‌پسند؛ آخرین کتاب بوکفسکی

اووه پر از درس مهربانی و انسانیت است، درس درک و پذیرش انسان‌ها. نوع نگارش و دسته‌بندس موضوعات به جذابیت محتوا کمک کرده و رئال و ملموس بودن داستان تاثیر زیادی در جذب کردن خواننده دارد. به‌طوری که این کتاب را می‌توانی در مدت کوتاهی، بدون خستگی بخوانی.

این کتاب را برای اولین بار نشر نون با ترجمه‌ی فرناز تیمورازف در ایران منتشر کرد. و بعد از آن نشر چشمه و نشر کتابسرای تندیس نیز آن‌را منتشر کردند.

کتابی که من خواندم چاپ نشر کتابسرای تندیس با ترجمه‌ی محمد عباس آبادی است. قیمت این کتاب ۲۳۰۰۰ تومان می‌باشد.

سونیا خوشش می‌آمد حرف بزند و اووه خوشش می‌آمد سکوت کند. اووه وقتی به گذشته فکر می‌کرد، تصور می‌کرد وقتی می‌گویند آدم‌ها با هم سازگاری دارند منظورشان همین باشد.

 

نکته: “اووه” و “اُوه” هر دو صحیح هستند و فقط در ترجمه‌های مختلف، نوشتار متفاوتی دارد.

 

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *