معرفی کتاب. دژخیم عشق

معرفی “دژخیم عشق”، روایت درمان‌گری‌های اروین یالوم

۵ ماه قبل

اروین یالوم که اغلب او را با “وقتی نیچه گریست” می‌شناسیم، قبل از این کتاب معروف، دژخیم عشق را نوشت. دژخیم عشق مجموعه‌ای از چند داستان روان‌درمانی است که مشکلات و مسائل بیماران را مطرح می‌کند و هدف عمده آن آموزش به دانشجویان به شیوه‌ای نوین و ملموس است. یالوم به عنوان یک روان‌درمانگر اگزیستانسیال و درواقع بهترین روان‌درمانگر این حوزه توانسته‌است جایگاهی در نزدیکی فروید برای خود دست و پا کند. او با بیان تجربیات و روابط سازنده‌ با بیمارانش علاوه بر اینکه نویسندگی را به مهارت‌های خود اضافه کرده‌است، نوعی آموزش نوین و تاثیرگذار را برای دانشجویان و علاقمندان این رشته و همچنین چالش‌های فردی برای همه مخاطبینش فراهم کرده‌است.

آنچه که در طول خواندن کتاب توجه خواننده را جلب می‌کند، صداقت یالوم در بیان احساسات درونی و راز و رمزهای کارش است. گرچه خودش در پایان کتاب از این موضوع اعلام نارضایتی می‌کند اما به قطع همه درمان‌گرها کم و بیش با وجود این احساسات درونی، مقابله یا همراهی با آن‌ها به درمان بیمار خود می‌پردازند و گاهی ممکن است شدت این احساسات و غلبه آن به حدی باشد که درمان‌گر از درمان سر باز زند. و حتی به نظر من بیان عمیق و صادقانه این نوع احساسات، نه تنها به درمان‌گران بلکه به افراد عادی هم جرات و جسارت جدی گرفتن احساسات منفی خود در برابر دیگران همراه با روش صحیح برخورد با این احساسات و افراد بدون آسیب زدن به آنها را یاد می‌دهد.

کتاب با مقدمه‌ای غنی و دلنشین شروع می‌شود. یالوم زندگی را در چهار اصل خلاصه می‌کند و معتقد است که بی‌توجهی به این چهار اصل مهم منجر به بیماری‌های روانی و بروز مشکلات می‌شود:

متوجه شده‌ام که چهار اصل مسلم، یعنی: حتمی بودن مرگ برای هر یک از ما و برای آنهایی که دوستشان داریم، آزادی ساختن زندگی‌مان به طریقی که آرزو داریم، تنهایی غایی‌مان و سرانجام، فقدان مفهوم یا معنایی بدیهی برای زندگی، عملا به روان‌درمانی مربوط است. با وجود بی‌رحمانه بودن این مسلمات، به نظر می‌رسد که آن‌ها شامل بذرهای خرد و نجات هم هستند.

این مجموعه شامل ۱۰ داستان مختلف از افرادی است که مشکلاتی از قبیل ترس از مرگ و تنهایی، چاقی، نفرت از خود، عشق نافرجام و… دارند. چیزهایی که ممکن است برای هر فردی در زندگی روزمره‌اش اتفاق بیفتد. ممکن است با خواندن این کتاب برخی از ویژگیهای خودمان را با نگاه یک درمان‌گر ببینیم.

مطالعه بیشتر:  عاقبت یک "قمارباز"

آنچه مسلم است این است که عده زیادی مسحور ادبیات داستانی یالوم می‌شوند و با او روانشناسی و بخشی از فلسفه را می‌آموزند. اما از نگاه من، گرچه یالوم در انتقال احساساتش به خواننده، تجسم اتفاقات و بیان جزئیات مهارت دارد اما گاهی روش بیان او، یک داستان ادبی نمی‌سازد، بلکه بیشتر یک روایت مستند است. پس قرار دادن آثار او در صدر حوزه رمان و ادبیات داستانی خیلی هم بجا نیست. در برخی از داستان‌ها بدون اینکه متوجه شوم، ناگهان نتیجه دلخواه منتج شده و داستان به پایان می‌رسد. یالوم در پایان کتاب بیان می‌کند که این کتاب را به عنوان یک اثر برجسته نمی‌داند چرا که در آن زمان به اندازه کافی تجربه درمان‌گری و نوشتن را نداشته‌است.

معرفی کتاب دژخیم عشق

خرد، انسان‌دوستی، صلح و عشق یالوم در تمام داستان‌های او مشهود است. برخی از بخش‌های زیبای این کتاب را با هم بخوانیم:

 

آدم‌هایی که احساس پوچی می‌کنند هرگز با وحدت با شخص ناکامل دیگری شفا نمی‌یابند. برعکس، دو پرنده بال‌شکسته با جفت شدن با یکدیگر، ناشیانه‌تر به پرواز در می‌آیند. هر قدر هم صبر کنند، به پرواز کمکی نخواهد شد و سرانجام هر یک باید با زور از دیگری جدا شود و جراحتش را با یک تخته شکسته‌بندی مجزا درمان کند.

بیش از هرچیز غصه می‌خوردم. برای دیو، برای انزوایش، برای متکی بودنش به توهم، برای نیازش به شجاعت، برای بی‌علاقگی‌اش در روبه‌رو شدن با حقایق سخت و عریان زندگی غصه می‌خوردم…

همه حس غیرمنطقی از استثنائی بودن دارند. یکی از افکار عمده غیرمنطقی، انکار مرگ است و وظیفه اصلی بخشی از ذهن ما آرام کردن ترس از مرگ است باوری غیرمنطقی ایجاد می‌کند که ما آسیب ناپذیریم، که چیزهای ناخوشایند مثل پیرشدن، و مرگ ممکن است برای دیگران روی دهد و ما از آن مبرا هستیم، که ما فراسوی قانون، فراسوی بشریت و تقدیر بیولوژیکی زندگی می‌کنیم.

اگر دو نفر در لحظه‌ای مشترک یا در احساس بین خودشان سهیم باشند، اگر هر دو نفر احساس یکسانی داشته‌باشند، میخواهم بداتم از کجا معلوم که آن احساس گرانبها را تا زنده هستند بین خودشان دو نفر حفظ کنند؟ این روند خیلی ظریف و دقیق است اما هنوز در حوزه احتمالات قرار دارد. آدمها تغییر می‌کنند و عشق هرگز ماندگار نیست. از آنجا که عشق اصیل حالتی مطلق است، باید حدس زد که آنها قبلا چه رابطه‌ای داشته‌اند؟

هیچکس دوست موقتی نمی خواهد. به همین دلیل در درونت احساس خلاء می کنی. به هر حال هر رابطه‌ای ممکن است تمام شود! هیچ تضمینی نیست که رابطه ای تا آخر عمر ادامه یابد. ولی این که به این دلایل از ارتباط سرباز بزنی؛ مثل این است که از لذت دیدن طلوع خورشید، خودت را محروم کنی چون از دیدن غروب بیزاری.

کتابی که من خواندم توسط نشر ترانه در سال ۱۳۹۶ با قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر شده‌است. غلامحسین سدیر عابدی، مترجم خوب این کتاب است.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *