سه‌شنبه‌ها-با-موری

روایت زیبای میچ البوم از سه‌شنبه‌هایش با موری

۱ سال قبل

سه‌شنبه‌ها با موری، کتاب معنوی و زیبایی که در سال ۱۹۹۷منتشر شده‌است. از این کتاب پرفروش در سال ۱۹۹۹ یک فیلم تلویزیونی با کارگردانی میک جکسون منتشر شد که مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

این کتاب داستان واقعی رابطه‌ی دوستانه و معلم-شاگردی میچ و موری است که بواسطه‌ی بیماری موری قوت و قدرت زیادی می‌گیرد. موری استاد سرزنده و صمیمی و متفاوت میچ است که علیرغم رفاقت این دو نفر بعد از اتمام تحصیلات میچ این رابطه خاموش می‌شود و میچ بشدت درگیر کار و زندگی خودش می‌شود تا زمانیکه از طریق یک برنامه‌ی تلویزیونی متوجه بیماری موری می‌شود و دیدارهای منظم با او را در سه‌شنبه‌های هر هفته شروع می‌کند.

میچ که شغل واقعی‌اش گزارشگری است این کتاب را هم به شیوه‌ی یک گزارش نوشته‌است. او با ضبط صوت همه‌ی این جلسان را ضبط کرده و بعد به‌صورت یک کتاب درآورده‌است. هر سه‌شنبه یک موضوع خاص، مورد بحث آنها بود.

موری زیر لب گفت:
“دوست قدیمی من، تو بالاخره برگشتی.” …

 

ازتاثیرگذاری او پس از گذشت آن‌همه سال در حیرت بودم، من به دلیل دیوارهای سنگی برافراشته میان حال و گذشته‌ام کاملا از یاد برده بودم من و موری زمانی تا چه حد با هم‌دیگر ایاق بودیم. به یاد مراسم فازغ‌التحصیلی‌ام افتادم، کیف دستی کوچک، و اشک‌های موری در غم عزیمت من. احساساتم را فرو خوردم، زیرا می دانستم که من به حق، دیگر آن دانشجوی خوب و استثنایی که او بخاطر داشت نبودم.

میچ و موری هر سه‌شنبه موضوعات مهم اجتماعی را مطرح و درباره‌ی آن صحبت می‌کنند. موضوعاتی مثل: خانواده، ازدواج، کار، دوستی و … .

مطالعه بیشتر:  معرفی و نقد "آتش از پشت شیشه"

در چامعه‌ی آن روزگاران که کار و درآمد اجتماعی حرف اول را می‌زده‌است، ظهور کتابی که به ارزش‌های انسانی توجه زیادی نشان می‌دهد، آن‌را در رده‌ی پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار داد.

ارزش گذاری‌های ما اشتباه است. درنتیجه زندگی هایمان پوچ و بی‌مفهوم است.

بیشتری چیزی که در این کتاب جلب توجه می‌کند، پذیرش موری است. او همه‌ی اتفاقات زندگی‌اش را همانگونه که هستند پذیرفته‌است و از این پذیرش لذت می‌برد. او زندگی را همانگونه که پیش می‌رود دوست دارد و بیماری و درد و مرگ را بخش زیبایی از این زندگی می‌داند. آنچه که اکثر انسان‌ها از ان واهمه دارند برای موری رویدادی طبیعی و دوست‌داشتنی است.

باور کردن مرگت و آماده کردن خودت برای آن در هر لحظه. این بهتر است. روشی که قادر است به حق، تو را در طول مدت زندگی‌ات کاملا درگیر زندگی‌کردن بکند.

بار دیگر تکرار می‌کنم، اگر چگونه مردن را یاد بگیری، چگونه زیستن را هم فراخواهی گرفت.

سه شنبه ها با موری-معرفیروایت کتاب، تا حد زیادی شبیه به کتاب‌های روانشناسی امرکننده است با این تفاوت که خواننده به علت واقعی بودن داستان کتاب جذب آن می‌شود.

کتاب بیشتر حالت گزارشی دارد و ارزش ادبیاتی زیادی ندارد و احتمالا هدف نویسنده هم ثبت همین گزارش ها بوده‌است نه خلق یک اثر ادبی. ترجمه‌ی خوب و روان ماندانا قهرمانلو به سرعت خواندن کتاب می‌کند.

از نظر من این کتاب از آن‌هایی‌ست که باید با سرعت و پشت سر هم خوانده شود و لذت و درک پیوسته‌ی آن جذابیت آن را بیشتر می‌کند.

پشت جلد کتاب نوشته شده‌است:

شاید روزگارانی پدربزرگ، مادربزرگ، یا معلمی وجود داشته‌. پیر دهر، بزرگ‌تر صبوری که درکتان می‌کرده، و زمانی که جوان بودید، کمک‌تان می‌کرده که جهان را ظرف ژرف‌تری تصور کنید، و با رهنمودهای قاطع‌اش یاری‌گر طی طریقتان در این دنیا بوده. شاید شما نیز مثل میچ، هنگام سیر و سلوک رد پای مرشدتان را گم کرده، روشن بینی‌تان را از دست داده‌اید، و جهان را سردتر و بی‌روح‌تر احساس می‌کنید. آیا مایلید بار دیگر مرشدتان را ملاقات کنید، سوالات مهم‌تری که هم‌چنان ذهنتان را تسخیر کرده، با او مطرح کنید، و کلید حل زندگی سرسام‌آور امروزتان را بیابید؟…

کتابی که من خواندم توسط نشر قطره، با ترجمه‌ی ماندانا قهرمانلو به قیمت ۱۸۵۰۰ منتشر شده‌است.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *