بهار یزد، میزبان پاییز شد!

۱ سال قبل

اولین حضور بانوی نویسنده، نسیم مرعشی در استان یزد در مراسم جشن امضای کتاب پاییز فصل آخر سال است اتفاق خوبی برای دوستداران کتاب و‌داستان بود.

نسیم مرعشی متولد ۱۳۶۲ در تهران نویسنده و فیلم‌‌نامه‌نویس، فارغ‌التحصیل رشته‌‌ی مهندسی مکانیک است. رتبه‌‌ی اول جایزه‌‌ی بیهقی برای داستان نخجیر و رتبه‌‌ی اول نخستین دوره‌ی جایزه داستان تهران برای داستان رود را بدست آورده است. در زمینه‌ی فیلم‌نامه‌نویسی او فیلم‌نامه‌ی فیلم بهمن را با همکاری مرتضی فرشباف نوشته است. اولین رمان او با عنوان «پاییز فصل آخر سال است» سال ۹۳ در نشر چشمه منتشر شده‌است. این کتاب یکی از پنج نامزد جایزه‌ی جلال آل احمد بود.

کتابفروشی سرزمین من در استان یزد، روز ۲۷ فروردین ماه میزبان نسیم مرعشی بود. این نویسنده مهربان و صمیمی  با حضور خود در این جشن امضا به سوالاتی درباره داستان، شخصیت‌های کتاب، سبک نوشتن و… پاسخ داد.

او درباره‌ی نقش پررنگ جنگ در کتابش گفت: “من هیچ چیز شیرین و زیبایی در جنگ نمی‌بینم حتی اگر طرف پیروز جنگ باشم. جنگ را طوری که من و بقیه‌ی بچه های خاک اهواز تجربه کرده اند، مردم شهر دیگر لمس نکرده‌اند و زشتی جنگ تا همیشه برای من ماندنی است. برای همین سعی کردم در کتابم زشتی جنگ را نشان دهم.”

این کتاب داستان زندگی سه زن دهه شصت است که محتوای کاملا زنانه ای برای  کتاب ساخته است.

خانم نویسنده در مورد بیان احساسات زنانه در این کتاب بیان کرد: “با اینکه تلاشی برای نوشتن یک رمان فمنیستی نداشتم که فقط مخاطبش زن‌ها باشند و برعکس علاقه داشتم که زن بودنم تاثیری در نوشته نداشته باشد، مخاطبان زیادی این احساس را داشتند که زن بودن نویسنده در کتاب غالب است.”
این کتاب به جهت ملموس بودن برای زنان هم‌نسل نویسنده توانسته جایگاه خوبی پیدا کند و همچنین بسیاری از مردها به سبب اینکه توانسته‌‌اند با خواندن این کتاب با روحیات زنان آشناتر شوند، از آن استقبال خوبی کرده اند.

این نویسنده در نوشتن داستانهای کوتاهتر و همچنین فیلمنامه دستی داشته است و اولین داستان بلندش را به نثری روان و شیوا که برای مخاطب جذابیت کافی دارد،نگاشته است.

نسیم مرعشی در پاسخ به روش نوشتن رمان گفت: “من رمان را در مدت زمان طولانی نوشتم و با وسواس زیادی آنرا نوشته‌ام. عجله‌ای برای چاپش نداشتم و شاید در طول روز یا چند روز فقط یک پاراگرف می‌نوشتم و کم کم با پیشرفت رمان تمام مدت به فصل‌های قبلی برمی‌گشتم تا قالب آن‌ها برایم تکمیل و نهایی شوند.”

در بین علاقمندان به این کتاب و نویسنده سوال زیبایی توسط یکی از مخاطبان مطرح شد. اینکه چرا با وجود اینکه در عصری که ما زندگی می‌کنیم کتاب‌های زیادی نسبت به قدیم‌ترها در دسترسمان است و مطالعه می‌کنیم اما داستان این کتاب‌ها به مراتب زودتر از نوشته‌های قدیمی‌تر از ذهن فرار می‌کنند. آیا این نشانه‌ای از کم‌شدن اصالت هنر نویسندگی است؟

او با تایید این بیانات گفت: “جنبه‌ی ماندگاری یک داستان یا یک هنر در ذهن مخاطب به عمق و جذابیت یک نوشته بستگی دارد. مثلا نوشته های تولستوی خیلی کم از ذهن می‌روند و امیدوارم روزی، ما نویسنده‌های جدید هم بتوانیم آثار ماندگاری داشته‌باشیم.”

 

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *