گزارش-جشن امضای سجاد-افشاریان

نویسنده‌ی خندوانه، عیدانه‌ی یزدی‌ها شد

۱ سال قبل

سجاد افشاریان، شاعر، نویسنده، فیلمنامه‌نویس و کارگردان تئاتر برای جشن امضای کتاب اسکارات دهه‌ی شصت به یزد آمد.

سجاد افشاریان نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر و نیز نویسنده و بازیگر تلویزیون و طنزپرداز ایرانی است. او سرپرست نویسندگان برنامه‌ی خندوانه است. سجاد افشاریان علاوه بر این فعالیت‌ها در گروه نویسندگان سریال شمس العماره به عنوان نویسنده حضور داشته و مجموعه سریال گوشه‌ی دل تهرون به نویسندگی و سرپرستی او نوشته شده است. وی همچنین مدیریت هنری گروه موسیقی بمرانی را بر عهده دارد.

سجاد افشاریان به مناسبت جشن امضای کتاب شعرش به نام اسکارلت دهه‌ی شصت میهمان کتابفروشی سرزمین من در یزد شد. حضور او با استقبال زیاد مردم یزد روبرو شد. بعد از شروع برنامه مجری برنامه از او درباره‌ی حرفه‌اش و اینکه چرا به عنوان یک فردی که بیشتر فعالیتش در زمینه‌ی تئاتر و نمایش است، بجای یک کتاب شعر، یک نمایشنامه یا فیلمنامه منتشر نکرده سوالاتی پرسید. او در پاسخ به این سوال گفت:

به این فکر نمی‌کنم که چون یک فرد تئاتری هستم باید حتما نمایشنامه بنویسم و این مجموعه شعر، حاصل ده سال نوشتن اشعار مختلف است که بعد از آن تصمیم گرفتم آن‌را به چاپ برسانم. و معتقدم شعر نوشتن یک چیز کاملا دلی و احساسی است که ربطی به آن‌چه که خوانده‌ایم و حرفه‌ی شغلی‌مان ندارد.

سوال بعدی که مجری از او پرسید این بود که: اسکارلت دهه‌ی شصت در سال ۱۳۹۴ با همراهی گروه کینگ‌رام اجرا شد و در اون زمان مجموعه شعر نبود و حالا تبدیل به مجموعه شعر شده است. درباره‌ی این همکاری با گروه موسیقی توضیح میدهید؟ و اینکه چرا تبدیل به کتاب شده‌است؟

اسکارلت از اول هم اسم کتاب بود بعد پروژه‌ای با گروه رام داشتیم که نمایشنامه‌ای با سه فصل بود به نام هرکس یا روز می‌میرد یا شبانه‌روز با ترک‌هایی از رام که اشعارش از من بود و به لحاظ محتوایی به موزیک و تئاتر بود از اول تا آخر عاشقانه بود. به همین علت اسم کتاب را روی پروژه گذاشتیم.

او در پاسخ به تمدید تئاتر اسکارلت دهه‌ی شصت گفت:

مطالعه بیشتر:  جایزه داستان کوتاه بهاران

اجرا در شهرهای مختلف سختی‌های زیادی دارد اما در تهران تمدید خواهد شد. و آلبوم‌ بعدی رام هم با اشعار من منتشر خواهد شد.

یکی از افراد حاضر پرسید: نحوه‌ی گفتن شعر در شما چه مقدارش الهام‌گرفته از تجربه‌های شخصی‌تان و چه مقدار ساخته‌های ذهنتی‌تان بوده‌است؟

شعر محصولی‌است توامان با احساس و روحیه‌ی شخصی. شاید بتوان بصورت تکنیکال داستان یا فیلمنامه نوشت اما در مورد شعر نمی‌توان تکنیکال عمل کرد. افرادی هستند که پیشه‌ی آنها شاعری‌است و در مجموعه‌ی آنها ممکن است با تعدادی از شعرهایی روبرو شویم که نتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم. شعر محصول حال شخصی افراد است و نمیتوان بصورت تکنیکال در مورد آن حرف زد. ممکن است فردی مدت زمان زیادی را صرف شعر گفتن کند و نهایتا در یک لحظه به شعر می‌رسد. بعد از اینکه شعر نوشته‌شد برگشتن به شعر برای ادیت کردن و تخیل‌پردازی در شعر که عنصر مهم شعر است که بعد از نوشتن باید آن‌را درست کرد.

گزارش-جشن امضای سجاد افشاریان

یکی دیگر از حاضرین با تعریف از کتاب اسکارلت حرف خود را شروع کرد که در دورانی که تعداد شاعران و کتاب‌های شعر زیاد است و همه از شعر به عنوان یک ویترین از کلمات درشت استفاده می‌کنند، خواندن اشعاری مثل این کتاب جای خوشحالی دارد چراکه کاریزمای کلمات در آن حفظ شده‌است. خود شما به این مجموعه شعر چه نمره‌ای می‌دهید؟ و آیا فکر می‌کنید که سجادافشاریان بودن در فروش این کتاب تاثیر داشته‌است یا خیر؟

به چاپ این اشعار فکر نمی‌کردم اما بعد از نمایشگاه تهران که به چاپ پنجم هم رسید، نوشتن کتاب برایم جذاب شد. از زمانی که تصمیم به چاپش گرفتم تا وقتی‌که چاپ شد دوسال طول کشید و به همین خاطر سعی کردم کاری انجام دهم که در ذهن مردم بماند.

سجادافشاریان بودن قطعا تاثیر داشته‌است. بهرحال ممکن است من فضای بیشتری برای تبلیغات داشته باشم و البته شعرهای من در کانال تلگرام و یا دیگر جاها منتشر شده‌است و اینکه مردم دوست داشتند که این اشعار را در یک مجموعه داشته‌باشند نشانه‌ی خوبی برای علاقه‌ی آن‌هاست.

او در مورد فعالیت‌های خود توضیحی داد:

مطالعه بیشتر:  بهار یزد، میزبان پاییز شد!

کار آخرم می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد و بعد از آن نمایش شلتن را تهیه کردم که درباره‌ی زنان خیابانی‌ است و می‌بینیم فرقی با ما ندارند. کار جذابی که راه انداخته‌ام یک اپلیکیشن به نام لنز است که درواقع یک تلویزیون اینترنتی است که اطلاعات مربوط به برگزاری تئاتر‌ها و اتفاقات هنری را می‌توان در آن پیگیری کرد.

نمایش هواشناسی، دروغ و تنهایی؛ نمایشی‌است  که در مورد دروغ و پیدایش آن است و نه کمدی و نه تراژدی است.

همیشه چیزی برای از دست دادن هست

اما تو مرا دست‌بسته

رها کردی

هنوز دست‌هایم بسته‌است

به تخت

هنوز ترکت نکرده‌ام

دلم می‌خواهد

همه چیز را برای از دست دادن

به دستان تو بسپارم

نه، نمی‌توانم ترکت کنم

از مجموعه شعر اسکارلت دهه‌ی شصت

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *